|
|
|
|
|
من با همه وجودم نزدیکی ظهور رو حس می کنم
بیاید یک گروه بزرگ تشکیل بدیم تا با پاک سازی قلب هامون جای امام زمان رو تو جامعه و دنیامون باز کنیم برای ظهور فقط دعا کافی نیست باید پندار گفتار کردارمون پاک بشه تا مثل امام حسین ع نشه که شیعیانش گفتند بیا بعد در دریای خون تنهاش گذاشتن |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1392ساعت 0:38 توسط آسيميليون
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم اسفند 1391ساعت 21:26 توسط آسيميليون
|
|
||
|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم
جهان افسرده زندگی انسان با رنج گره خورده است غم و شادی تار و پود جدا ناشدنی زندگی بشر است که کشف فلسفه این دو عنصر برای ما کاری بس دشوار و غیر ممکن است زیرا از دایره ادراک و دانش و عقل انسان خارج است نیکی و بدی که در نهاد بشر است شادی و غمی که در قضا و قدر است با چرخ مکن حواله کندر ره عقل چرخ از تو هزار بار بیچاره تر است . تنها کاری که از دست انسان بر می آید یافتن راهی و وسیله ای سکبی از زندگی است که بوسسیله آن بتواند غم ها و رنج ها را راحت تر تحمل کرده و آنها را اندکی تخفیف دهد افسرده گی چیست؟ افسرده گی یکی از انواع شایع ناراحتی های روحی روانی است که این اواخر به خصوص در جوامع پیشرفته و صنعتی تبدیل به یک اپیدمی یا شیوع فراگیر شده است بیماری که در آن شخص بیمار با وجودی که از سطح زندگی خوبی برخوردار است به دلایل نامعلومی دچار اندوه اضطراب بی علاقه گی به زندگی فقدان انگیزه های شخصی شده و انشاط شادی تحرک خودش ر از دست می دهد و در شرایطی کاملا از زندگی عادی دست می شوید و حتی این احساسات منفی متاسفانه منجر به خودکشی و یا ارتکام جرائمی مثل قتل می شود علل و عوامل بروز افسردگی همانطور که گفته شد رنج عنصری جدا نشدنی از زندگی آدمها است هر فردی نسبت به خصوصیات فردی و محیط اجتماعی خود ما مشکلات ناملایمات و رنج های مواجه است مشکلات و ناملایمات و یا عدم براورده نشدن آرزوها نیازها در انسان ها احساساتی منفی مثل ترس اندوه یاس ناامیدی خشم ایجاد می کنه ایجاد می کند واکنش هر فرد نیز نسبت به این موانع و مشکلات منحصر بفرد است البته در بیشتر شرایط احساس اضطراب در شرایط سخت و احساس غم در شرایط ناراحت کننده واکنشی عادی و طبیعی نسبت اتفاقات و حوادث ناگوار در زندگی شخصی افراد است که در بیشتر موارد خود به خود احساسات منفی به مرور زمان از بین رفته و شخص به زندگی عادی خود بر می گردد اما ممکن است در بسیاری مواقع احساس اضطراب و افسرده گی بشکل احساس آزاردهنده دائمی و یا مضمن در بیاید و از شرایط طبیعی خارج شود در چنین شرایطی شخص بیما حتی با داشتن شرایط و موقعیت زندگی ایده ال و خوب و حتی مرفه نیز از عدم احساس رضایت مندی آرامش و نشاط رنج می برد در بین افرادی مشاهده می شود که از شرایط مطلوب زندگی مثل شرایط مالی و اجتماعی برخوردارند و اشخاص کاملا بی دلیل اسیر احساسات افسرده کننده و دل مردگی می شوند آمار بالای افسرده گی و استرس به ویژه در کشورهای پیشرفته ثروتمند و مرفه دنیا نسبت به کشورهای کمتر توسعه یافته و فقیر تر نشان می دهد که هر چه انسان ها زندگی راحت تر و مرفه تری داشته باشند احتمال ابتلا آنها به استرس و افسرده گی بیشتر است اولین سوالی که به ذهن می رسد این است که کدام کشور بیشترین آمار آدمهای افسرده دنیا رو داراست پاسخ این سوال رو می توان به راحتی در موتورهای جستجو در دنیای اینترنت کشف کرد جواب به شرح ذیل بود کشور امریکا رتبه نخست بیشترین تعداد آدمهای افسرده دنیا رو داراست و در مرتبه های بعدی کشورهای ثروتمند و پیشرفته غربی مثل کانادا فرانسه آلمان سویس سوئد اسرائیل می باشد
بعضی از روان شناسان علل و عوامل ایجاد این بیماری را تنش ها و ناملایمات و فشارهای شدید روحی روانی می دانند هر فرد بسته به جنسیت سن میزان تحصیلات طبقه اجتماعی و سطح مالی در طول زندگی خود با انواع و اقسام مشکلات سختی ها و رنج ها مواجه است که از آنها راه گریزی ندارد و هر آدمی با توجه به خصوصیات فردی ژنتیکی که با آنها متولد شده و محیطی که درش بزرگ شده و پرورش یافته و خانواده و جامعه ای که در آون آموزش و پرورش یافته در مواجحه با سختی های زندگی واکنشی خاصی رو نشون می ده http://www.sciencedaily.com/releases/2011/07/110725202240.htm رابطه افسرد گی و اعتیاد آمار بالای ابتلا به انواع و اقسام اعتیاد ها نیز از نشانه ها و پیامدهای شیوع بیماری ها ی روانی است از اونجایی که تمام فعالیت ها و رفتار و اعمال انسان بر اساس رفع نیازهای جسمی و روحی و روانی شکل می گیره حس نیاز به آرامش و لذت روانی به خصوص در شرایط سخت و پر فشار انسان ها را به سمت راهی برای تخلیه احساسات منفی و درمان زخم ها و دردر های روانی می کشاند یکی از مهمترین عوامل گرایش افراد به مصرف مواد مخدر و الکل خاصیت التیام بخشی این مواد و حس فراموشی و بی خیالی حتی برای زمانی گذار و بسیار کوتاه می باشد تا شخص برای چند لحظه یا چند ساعتی از قید فشارهای روحی و روانی خلاص شود اما داروهای مخدر تنها آرامشی زودگذر را به فرد ارائه می دهد ضمن اینکه به دنبال از بین رفتن اثر داروی مخدر صدمات و مشکلاتی برای شخص باقی می گذارد که تاثیراتش بسیار بدتر و وخیم تر از حالت و وضعیت قبل از مصرف دارو می باشد
ضعف داروهای ضد افسرده گی همچینین داروهای و شیوه های درمانی که متخصصان و روان پزشکان به عنوان درمان های ضد افسرده گی و ضد استرس تجویز می کنند علاوه بر عوارض جانبی جسمی که هر گونه داروی شیمیایی معمولا در کنار تاثیرات درمانی می تواند همراه داشته باشد داروهای ضد افسرده گی عوارض روانی هم ممکن است همراه داشته باشند این داروها نیز تاثیری مشابه داروهای مخدر اعتیاد آور دارند به طوری که مصرف این داروها برای بیمار اجتناب ناپذیر و به مرور زمان خود تبدیل به اعتیادی خفیف می شود و بیمار گمان می کند که با مصرف این داروها حالش بهبود می یابد اما در حقیقت بیمار نمی تواند مصرف دارو را قطع کند و برای همیشه وابسته به آن می شود و بدون مصرف دارو نمی تواند زندگی عادی و روحیه سالم داشته باشد و آمار بالای ابتلا و گرفتار افراد به این بیماری های روحی نشون می ده که درمان های پزشکی و دارویی و بالینی هم با وجود پیشرفت های شگرف علوم پزشکی هنوز نتوانسته راهکار موثر و مفیدی برای درمان این استرس و افسرده گی ارائه کنند علوم بشری منبع ناقص برای مزالعه روان آدمی از آنجا که روح و روان آدمی بر خلاف جسم انسان ماهیتی غیر مادی و غیر ملموس دارد درک و مطالعه آن از طریق هواس پنج گانه و علوم تجربی بشری که هنوز ناقص و تکامل نیافته است غیر ممکن است از این رو برای مطالعه و درک و شناخت درست این بعد از وجود انسان می باید سراغ سایر منابع اطلاعاتی موجود در جهان گشت دین منبع موثقی برای مطالعه روان انسان و این منبع چیزی نیست جز علوم ماوراءطبیعه و موثق ترین منبع علم ماورا طبیعه دین و مذهب می باشد دانشی که استاد اصلی اش ذات اقدس پروردگار وکه تعالیمش از طریق فرشتگان و پیامبرانند به انسان ها منتقل می شود نقش اعتقادات و باورها و سبک زندگی الهی در ارتباط با افسرده گی در مطالعات اخیری که بر روی بیماران روانی بستری شده در تیمارستان های و آسایشگاههای روانی انجام گرفته این نتیجه بدست امده است که اغلب افرادی که در این مراکز بستری هستند از جمله کسانی هستند که اعتقادات مذهبی و دینی ضعیفی داشته یا اصلا با دین و مذهب بیگانه بودند در مطالعه بیوگرافی اغلب افراد مشهور دنیا برخی از دانشمندان هنرمندان و سیاستمداران که دنیا اونها رو با عنوان کافر می شناسد دوره های از افسرده گی و بیاریهای روحی و روانی مشاهده شده که به نظر می رسه ارتباط مستیقیمی با فقدان باورها و شیوه های زندگی الهی وجود داشته باشه نیچه فیلسوف مشهور غرب که همه اون تو با عنوان فیلسوف کافر می شناسند ۱۰ سال آخر زندگی خود را در فجیع ترین حالت در تیمارستان روانی می گذراند
دین مبین اسلام ولا خوف علیهم و لا هم یحزنون دین مبین اسلام تنها راه داشتن و کسب سلامت و بهداشت روحی و روانی را که منجر به سلامت جسم نیز می شود در ارتباط مستمر و یاد خداوند می داند اله به ذکر الله تطمئن القلوب و هر فعالیت دیگری غیز از یاد خداوند و سخن گفتن و توجه به او نمی تواند انسان را از چنگال هیولای بیمارهای روانی نجات بخشد
نماز برنامه ای مستمر و منظم برای بهداشت روانی قبل از ایستادن به نماز فرد مسلمان آموزش یافته که بدن و لباس و محل نماز خود را در از هر گونه آلوده گی پاک کند پاکی بدن و لباس و محل نماز تاثیر روانی مطلوبی بر روحیه فرد دارد و طراوت و شادی را به همراه دارد نماز و اقتصاد جامعه توجه به پاک بودن مالی که نماذ گزار برای خرید آب و لباس و محل نماز خرج می کند غصبی نبودن آب لباس و محل نماز گذار پرهیز از خوردن مال حرام توجه و احترام و رعایت حقوق مادی و اقتصادی سایر افراد و کاهش معضلات اقتصادی و کاهش فشارهای عصبی
وضو کلید نشاط شستشوی مستمر صورت و دستها و تمرکز فکری نماز در دین اسلام با وضو آغاز می شود با به خصوص با آب خنک و پاک گام بزرگی در جهت کسب نشاط روحی است تمرکز فکری حضور قلب در نماز مدیتیشن گام مهم و بزرگ دیگر نماز توجه و تمرکز به ذات اقدس خداوند است که این همان مدیتیشن در ادیان شرقی است این تمرکز و خلسه بی فکری و فراموش کردن همه چیز به جز خداوند عامل مهمی در جهت رها شدن و فراموش کردن رنج های روحی است اثرات عجیب سجده بر زمین و خاک
نماز جماعت و پرهیز از انزوا توصیه به برگذاری نماز به مسلمانان به صورت جماعت و پرهیز از انزوا و گوشه نشینی
تحرک فیزیکی و نرمش در نماز
افسردگی از منظر قرآن
مهسا پناهی این کلمه بیشتر در مورد غم و اندوهی که قلب آدمی را بخود مشغول می سازد و او را در ناراحتی های روحی قرار می دهد بکار گرفته می شود و درمیان مردم ، هم همین معنا از آن استفاده می گردد وقتی که گفته می شود که فلانی افسردگی پیدا کرده است یعنی غم و اندوه به او روی آورده است یا اینکه فلانی افسرده خاطر است در مقابل اطمینان خاطر گفته می شود.
کلید واژه : افسردگی- قران این کلمه بیشتر در مورد غم و اندوهی که قلب آدمی را بخود مشغول می سازد و او را در ناراحتی های روحی قرار می دهد بکار گرفته می شود و درمیان مردم ، هم همین معنا از آن استفاده می گردد وقتی که گفته می شود که فلانی افسردگی پیدا کرده است یعنی غم و اندوه به او روی آورده است یا اینکه فلانی افسرده خاطر است در مقابل اطمینان خاطر گفته می شود.
و اما در لسان آیات و احادیث ، مسئله افسردگی با کلماتی مانند [اَلهُمَّ ، غَمَّ، اَلحُزن ، کرَب ، غُصة.....] بیان می شود و این کلمه ها، از نظر لغت ، معنای واحدی را روشن می سازند و آن افسرده خاطر و دلتنگ بودن انسان است با اینکه عده ای را عقیده ، بر خلاف این است که هر کدام از این کلمه ها را در معنای خاصی بکار می برد یا در شدت و ضعفِ ناراحتی های روحی یا در میان مصائب تفاوت قائل می شود. در هر صورت عمده ترین دلیل ما، در اینکه این الفاظ معنا و تعریف واحدی دارند آیات قرآن و احادیث است چون در قرآن و احادیث کلمه [حزن و یا غم و یا کرب ] در معانی مترادف آمده است . بنابراین افسردگی به عنوان یک بیماری باشد و یا از آثار ناراحتی های روحی باشد در آیات و احادیث با این کلمات از آن تعبیر شده است مثلاً در مورد داستان حضرت یوسف (علیه السلام ) قرآن می فرماید: «وَاَبیضَّت عَیناهُ مِنَ الحُزنز» .. ۱ ؛ چشمان یعقوب در اثر افسردگی و اندوه زیاد از فقدان فرزندش یوسف (علیه السلام) سفید گشت. یا در مورد اولیاء خدا می فرماید بر آنان ترس و حزنی وجود ندارد،ممکن است گفته شود که افسردگی در صورتی بوجود می آید که انسان از فرصت های بدست آمده ، استفاده های صحیح نکرده و حالا که هیچ قدرتی برای جبران خسارت ها ندارد افسردگی پیدا می کند و در وصیت حضرت علی (صلوات الله علیه) آمده : بادِر الفُرصَةَ قَبلَ اَن تَکونَ غُصَّةً۲ فرصت های پیش آمده را قدر بدانید قبل از آنکه به افسردگی تبدیل شود، کلمه [غُصِّة ] هم مانند سایر الفاظ، ناراحتی های روحی را، بیان می کند و نمی توان این الفاظ را در میان بیماری های روحی تقسیم کرد. مثلاً بگوئیم : حزن یعنی افسردگی ، کرب یعنی اضطراب ، همّ یعنی هیجانات و .... . در هر شرائط نیاز ما در این بحث ، بیشتر به تعریف و تفسیر، کارشناسان الهی معطوف است و آنان هم، مطابق با آیات قرآن ، این کلمات را در ناراحتی های روحی ، بکار گرفته اند که ما از آن به افسردگی یاد می کنیم و هدف عمده ما از طرح این بحث پیدا کردن ریشه و عوامل ، این ناراحتی است و سپس داروهای مفیدی که از طریق پیشوایان معصوم (علیهم السلام) بما رسیده ، آنها را مطابق با روانشناسی مذهبی در اختیار همگان قرار دهیم . در روانشناسی دینی آنچه حائز اهمیت است توجه نمودن به ریشه های اصلی بیماری هاست چون اگر کسی در مورد درمان ناراحتی ها به علت های واقعی نیاندیشد و یا راه نفوذ نداشته باشد و همیشه عوامل ظاهری را مورد توجه و راه معالجه خویش قرار دهد بطور یقین نتیجه مفید و سودمندی که بتواند نجات مریض را بدنبال داشته باشد نصیب وی نخواهد شد اما روانشناسی دینی در مقام معالجه و درمان علت واقعی را تشخیص می دهد و متناسب با آن داروهای بی خطر و بدون عوارض را در اختیار مریض قرار می دهد چون در مسئله [روان درمانی ] مهم آن است که روانشناسی بطرز صحیح انجام به گیرد تا اینکه درمانش مؤ ثر و مفید واقع شود. تنها کارشناسان جهان هستی یعنی وجود مقدس محمد و آل محمد (صلوات الله علیهم اجمعین) که آئینه تمام نمای حقیقت پروردگار هستند می توانند روان انسان را تعریف نموده نارسائی و یا کسالت هایش را با علت های واقعی روشن سازند. وقتی که در پیش روانشناسان آئین توحید، موضوع افسردگی انسان عنوان می شود ریشه های واقعی این کسالت را بطرز زیبا و روشن ، راه معالجه را بیان می کنند. روانشناسی دینی در مقام معالجه و درمان علت واقعی را تشخیص می دهد و متناسب با آن داروهای بی خطر و بدون عوارض را در اختیار مریض قرار می دهد. حضرت علی صلوات الله علیه در ادامه وصیتش می فرماید: ......اِطرَح عَنک وارِداتِ الهُمُومِ بِعَزائِمِ الصَّبرِ وَ حُسنِ الیقینِ .... .۳افسرده گی و غم ها را با نیروی صبر و یقین زیبا [بپروردگار متعال] از خودت دور ساز. در مورد علت افسردگی انسان ، وقتی که مطالعه می کنیم می بینیم قرآن مجید از یک واقعیتی سخن به میان می آورد که حیات بشر به آن وابستگی کامل دارد یعنی اگر این حقیقت در عمق وجود وی رشد نیابد و یا بطور کلی بفراموشی سپرده شود افسرده گی تمام بدن او را فرا می گیرد بنابراین در روانشناسی اسلامی علت اصلی این بیماری خطرناک روحی ، ابتداء، پیدا می شود و سپس همگان را برای درمان کامل یا عدم ابتلاء، باجراء کردن برنامه های مهم موظف می سازند. علت واقعی افسردگی ها نداشتن ایمان بخدای متعال است وقتی که کشور پهناور وجود انسان بدون وابستگی به خالق خویش ، زندگی را شروع می کند وقتی که در مقابل حوادث روزگار قرار می گیرد و چون قدرت پاسخگوئی صحیح را به تنهائی ندارد و نمی تواند در برابر سیل مشکلات مقاومت نشان دهد بتدریج زمینه ترس و نگرانی ها در وی پدید می آید و بعد از مدت کوتاهی افسردگی و غم و اندوه سراسر وجودش را فرا می گیرد تا جائی که خود را در محاصره کامل حوادث دلخراش زندگی می یابد. وقتی که در آفرینش انسان جایگاه ایمان بخدای سبحان برای ادامه حیات او، و تنظیم نمودن برنامه های زندگیش ، معین شده و برای تحقق این هدف مهم و حیات بخش ، نیروی عقل را در وجودش آفرید و کارشناسان معصوم خود را یکی بعد از دیگری مبعوث کرد تا اینکه انسان بیدار شود و با پذیرفتن واقعیات ، زندگی خود را بسوی رشد و کمال و آسایش های لازم رهنمون سازد،انسانی که به حقیقت ایمان بخدای متعال منکر شده است و هیچ توجه و اعتنائی به ضرورت آن در تأمین آسایش و آرامش روحی خویش ندارد چگونه می تواند وجود خود را که به یک کشور بزرگ بی شباهت نیست بدون ترس و نگرانی اداره کند؟ آیا حرکت های ضد دینی و شکستن حریم معنویت ، و آمیختن با مظاهر شرک و بت پرستی در چهار چوب اطاعت از هواهای نفسانی و ارضاء غرائز شهوانی ، می تواند بشر را از میان امواج خروشان افسردگی های زندگی به ساحل سعادت و آرامش برساند؟ جهان امروز چه امکاناتی برای نجات نسل بشر فراهم ساخته تا او را از افسردگی های نابود کننده به آسایش و آرامش های روحی نائل سازد؟ آیا پیشرفت علم و تکنولوژی و خصوصا در زمینه پزشکی توانسته این موجود گرفتار شده در میان ناراحتی و افسردگی ها را به سوی آرامش و آسایش هدایت نماید؟ در مقابل تمامی سئوالات ، او باید، پاسخ دهد و اعتراف کند که عامل اصلی افسردگی هایش چیست؟ بخاطر اینکه جهان هستی نظام دقیق و حساسی دارد کوچک ترین ، بی اعتنائی و زیر پاگذاشتن نظم موجود، پاسخ مناسبی را در بر دارد، اگر اعضای خانواده ، زمینه های لازم را برای اجرای عدالت ، فراهم نسازند بی عدالتی ، چهره زندگی را، افسرده و غم آلود خواهد کرد هم چنان که در عصر حاضر، بطور روشن ، مشاهده می کنیم ، انسانی که با تمام امکاناتش ، در جهت شکستن حریم ایمان ، تلاش می کند و از طرق گوناگون محیط کار و زندگی و خانواده را، به دستورات الهی بیگانه کرده است ، او چگونه و در چه شرائطی می تواند از افسردگی نجات پیدا کند؟ نکته مهم ارزشمند شدن انسان در صورتی است که بتواند دستورات و قوانین حیات بخش الهی را، از عمق وجودش عبور دهد چون هر کجا رد پای دین و تقوا، پیدا شود با زیبائی های واقعی ، خودش را نشان می دهد، در غیر این صورت مزیتی برای انسان متصور نمی باشد. آئین فطرت مانند کاسه بلوری و آئینه شفاف است که بوسیله رعایت اوامر و نواهی پروردگار متعال ، نور الهی را از خودش عبور می دهد و به اندازه دریافت خویش ، اطراف و مسیر زندگی خود را، روشن می سازد، و در اثر همین روشنائی ، با آرامش خاطر، برنامه هایش را در طول زندگی پیاده می کند و با هیچ نگرانی و یا افسردگی مواجهه نمی شود. اما اگر این چراغ در دلش روشن نشود، او خود را در یک محیط تاریک و ظلمانی می بیند در نتیجه هر قدمی را در زندگانی خویش ، با افسردگی خاطر و اضطراب و نگرانی و... بر می دارد در دنیای امروز، چه قدر سرمایه برای روشن ساختن قلب های افسرده و نگران صرف شده است ؟ آیا علت و عوامل افسردگی را، روشن ساخته اند، تا کسی بداند، چه عواملی و با کدام شرائط موجب این بیماری می شود؟ در هر صورت اگر انسان را در جهت ایمان و یقین به خدای متعال و دریافت غذاهای سالم بر خوردارش نسازیم هیچ پیشرفتی برایش مفید و آرام بخش نخواهد بود بلکه مانند دانه ای که مغز تلخی دارد هر اندازه که بزرگ گردد و به یک درخت پر میوه ای تبدیل شود این تلخی از آن جدا نخواهد شد. آئین فطرت مانند کاسه بلوری و آئینه شفاف است که بوسیله رعایت اوامر و نواهی پروردگار متعال ، نور الهی را از خودش عبور می دهد و به اندازه دریافت خویش ، اطراف و مسیر زندگی خود را، روشن می سازد، و در اثر همین روشنائی ، با آرامش خاطر، برنامه هایش را در طول زندگی پیاده می کند. ● نسخه خداوند برای معالجه افسردگی شکی نیست که خالق بشر، بطور کامل او را می شناسد و علت افسردگی های ، وی برایش آشکار است و نیازهای ضروری وجود او را مورد عنایت قرار می دهد تا اینکه به بندگانش تفهیم کند حزن و افسردگی شما بخاطر کمبود ایمان و یقین بپروردگارتان است چه اگر این جای خالی را مطابق با راهنمائی های پیشوایان معصوم (علیهم السلام) پُر نماید هیچ وقت ناراحتی و افسردگی به سوی آنها نخواهد آمد در قرآن مجید کلمه [لایحزنون ] ۱۳ بار و همیشه با جمله [لاخَوفٌ عَلیهم ] آمده است یعنی بر مؤ منان هیچ نوع غم و افسردگی و یا ترس و نگرانی وجود ندارد و در آیه دیگر می فرماید بر اولیاء خدا ترس و نگرانی و افسردگی وجود ندارد. این کلمه که عمده ترین موضوع بحث ما را تشکیل می دهد بعد از نقل چند آیه از قرآن ، مورد بحث و بررسی واقع می شود. ۱) «یا بَنی آدَمَ اِما یَاءتِینَّکم رُسُلٌ مِنکم یَقُصُّونَ عَلَیکم آیاتی فَمَن اَتَّقی و اَصَلخَ فَلاخَوفٌ عَلَیهِم وَلاهُم یَحزَنُونَ»۴ ؛ای فرزندان آدم آیا انبیائی از جنس شما نیامدند که آیات ما را به شما نقل کنند؟ پس هر کس تقوا و پرهیزکاری را پیشه خود سازد و نفس خویش را اصلاح کند هیچ ترس و افسردگی بر او نخواهد بود. ۲) وَ ما نُرسِلُ المُرسَلینَ اِلا مُبَشِّرینَ وَ مُتدِرینَ فَمن آمَنَ وَاَصلَحَ فَلاخَوفٌ عَلیهِم وَلاهُم یَحزَنُون .۵ ما پیامبران را جز بشارت به [اهل ایمان ] و ترساندن [گناهکاران ] نفرستادیم بنابراین هرکسی ایمان آورد و خود را اصلاح نماید [و به اعمال ضد دینی آلوده نشود] هرگز بر آنان ترس و نگرانی ، و افسردگی و اندوه نخواهد بود. از مجموع آیاتی که در این زمینه وارد شده است دو نکته مهم و اساسی استفاده می شود. ۱) ایمان ۲) اصلاح نفس اگر انسان از امکاناتی که پروردگار متعال برای تحقق این دو اصل مهم، در اختیار آنها قرار داده استفاده مطلوب و صحیحی را بدست آورد بطور یقین از شر بیماری افسردگی نجات می یابد چون زمینه ای برای ابتلاء در وجود وی نخواهد بود آنچه بعنوان علت اصلی این ناراحتی ازنظر قرآن ، محسوب می شود نداشتن ایمان بپروردگار متعال است به جهت اینکه روح و روان انسان ابتداء باید نیاز و کمبودهای خویش را تأمین نماید تا اینکه از اضطراب و یا ترس و نگرانی خلاص شود احتیاجات ضروری او، ایمان و یقین کامل بخدای متعال است چون مسیر ایمان و یقین ، حقیقتی را به روی انسان باز می کند که تأمین کننده غذاهای سالم روح و روان اوست مثلاً تلفن به یک شهر دور دست هنگامی ایجاد ارتباط خواهد نمود که شماره با کد آن شهر هماهنگ شود. کد مخصوص روح و روان ، ایمان به خالق متعال است اگر انسان بدون ایمان وارد زندگی بشود هیچ زمینه ای برای جبران خواسته های وی صورت نمی گیرد و روانشناسی مذهبی علت اصلی افسردگی انسان را، بی اعتنائی وی به نیازهای عمده روح و روان خویش ، می داند چون اگر این کمبودها، مطابق دستورات کارشناسان ، الهی جبران شود و او به وسیله ایمان و یقین به پروردگار متعال ، گرسنگی و عطش شدید روحی خود را، رفع کند هیچ زمینه ای برای ورود، میکرب های افسردگی و یا غم و اندوه باقی نمی ماند و به همین جهت پیشوایان معصوم (صلوات الله علیهم اجمعین) با تزکیه و بهداشت روانی ، برنامه های تربیتی خودشان را، آغاز کرده و بذر ایمان و یقین را با آموزش و پرورش های سالم ، آبیاری می کنند در این صورت هر مشکل و یا حادثه ناگوار بر ایشان قابل تحمل ، و نردبان ترقی خواهد بود وقتی که قرآن مجید می فرماید: «فَمَن آمَنَ واَصلَحَ فَلا خَوفٌ عَلیهِم ولاهُم یَحزَنُون» ؛ پس اگر کسی به مرحله کامل ایمان صعود کند و روح و قلب خود را، اصلاح نماید در این حال ، هیچ ترس و نگرانی ، بر آنان نخواهد بود و هیچ وقت حزن و یا افسردگی پیدا نخواهند کرد. شکی نیست که خالق بشر، بطور کامل او را می شناسد و علت افسردگی های ، وی برایش آشکار است و نیازهای ضروری وجود او را مورد عنایت قرار می دهد تا اینکه به بندگانش تفهیم کند حزن و افسردگی شما بخاطر کمبود ایمان و یقین بپروردگارتان است. در روانشناسی های غیر مذهبی ، تنها به راهنمائی های روانشناسان ، در معالجه بیماران تکیه می شود ولی روانشناسی دینی ، بعد از ارشاد و راهنمائی های لازم ، انسان ها را به قدرت بزرگ الهی متوجه می سازد تا اینکه آنان در معالجه ناراحتی و رفع نگرانی و ریشه کن کردن افسردگی هایشان ، از خدای متعال استمداد کنند چون هر راهنمائی و پند و اندرز یا دارو، و درمان با اراده و مشیت الهی مؤ ثر واقع می شود بنابراین بر همگان لازم است در هر شرائط افکار عمومی را بسوی خالق هستی هدایت نمایند. ▪ ایمان بخدای متعال چگونه مانع ترس و نگرانی و یا افسردگی می شود؟ مسئله ایمان بپروردگار متعال باید مانند سایر کلمات کلیدی ، و مطابق با معیارهای صحیح تعریف شود چون اگر تفسیر و تعریف درستی از کلمه ایمان در اختیار نباشد هیچکس نمی تواند از آن استفاده کامل ببرد، در آیات قرآن این کلمه خیلی مطرح شده و غالباازآثار مفید و نجات بخش آن خبر می دهند و در بعضی از آیات ایمان را با صفت فاعلی یعنی [مؤ من ] تعریف نموده و می فرماید: ا«ِنَّما المُؤ مِنُونَ الَّذینَ اِذا ذُکرَ اللهُ وَجِلَت قُلُوبُهُم وَ اذا تُلِیَت عَلَیهِم آیاتُهُ زادَتهُم اِیمانا وَ عَلی رَبِّهِم یَتوَکلُونَ»۶ ایمان آورندگان کسانی هستند هر زمان نام خدا مطرح شود دل هایشان [از عظمت و جلال پروردگار] ترسان و لرزان می گردد و هنگامی که آیات الهی بر آنان خوانده شود به رتبه ایمانشان اضافه می گردد و در هر حال به پروردگارشان اعتماد و توکل می کنند. ۱ سوره یوسف آیه ۸۴. ۲ نهج البلاغه وصیّت ۳۱. ۳ همان. ۴ سوره اعراف آیه ۳۵. ۵ سوره انعام آیه ۴۸. ۶ سوره کهف آیه ۶. منبع : کتاب با جوانان در ساحل خوشبختی بنیاد اندیشه اسلامی ( www.e resaneh.com ) سبک زندگی الهی و ارتباط آن با سلامت جسم و روح شکل ظاهری تمام ادیان به هم شبیه است انواع عبادتها مناجات ها و دعاهابه صورت شخصی و جمعی و اصول دستورات اخلاقی که پیروان آن دین می باید رعایت کنند تا به سعادت و ارامش برسند البته شباهت ظاهری ادیان به هم نشانه منشا واحد و مقصد و مبدا یکسان آنهاست که بیان کننده آن است که تمام ابنا بشر دین واحد و مشترکی داشتند و به مرور با گسترش و انشعاب خانواده و جمعیت انسان های نخستین خانواده بزرگ انسان به اقوام گرو ه ها نسل ها و ملل مختلف با اشکال ظاهری متفاوت و تفکرات مختلف بوجود امد که به مرور زمان دین اصلی و اجدادی را بر اساس اراده و خواسته خویش تغییر دادده و از مسیر اصلی منحرف کردند و خداوند نیز به مرور زمان ب فرستادن پیامبران در دور ها های مختلف تاریخ برای هدایت بشر از ادیان انحرافی و بی راهه ها به سمت مسیر حقیقی سعادت و خوشبختی بشر می فرستاد اما آنچه که دین اسلام را از ادیان دیگرمتمایز می سازد تمرکز و توجه ویژه این دین بر معرفت نسب به خداوند الزامی بودن و مهم بودن و ارتباط و صحبت با خداوند به صورت مداوم و مستمر در تمام طول روز و شب وبلکه در تمام دوره های زمانی زندگی فری و اجتماعی افراد است در حالیکه در سایر ادیان تمرکز و توجه انسان بر روح خود انسان ( بودیسم) یا توجه صرف بر عیسی مسیح ع به جای توجه و تمرکز بر ذات اقدس االهی است و بدینطریق هر دین دیگری غیر از اسلام گرچه ممکن است نقش بسزائی در آرامش نسبی انسان ها به همراه داشته باشد اما به دلیل تامین نشدن و توجه نکردن و تمذکز نکردن بر تامین تمام نیازهای جسمی و روحی و فردی اجتماعی انسان نی تواند رضایت مندی کامل آرامش نشاط و شادی درونی و حقیقی و ماندگار پدید آورد
نماز حقیقی تا نیست نماز من آلوده نمازی در میکده زاکم نشود سوز و گدازم البته نماز دقیقا مشابه داروهای بیماریهای جسمی برای آنکه داروی درمان مشکلات جسمی و روحی و روانی انسان باشد خود شرایط و استاندارهایی دارد که در صورت رعایت شدن تاثیر واقعی خود را اعمال می کند همانطور که فرد وقتی دچار بیماری جسمی می شود باید بهبودی داروهای خاصی را دریک برنامه زمان بندی دقیق و همراه با تغذیه مناسب مصرف کند و ضمن اینکه سبک زندگی سلامتی داشته باشد داروی نماز نیز برای اثر بخشی دائم و بهبودی کامل نیاز به زمان بندی دقیق و مشخص برای مصرف و شرایط تغذیه ای خاص و سبک زندگی الهی دارد خداوند آرامش خوشبختی انسان را بر پایه تعادل روحی وجسمی طوری آفریده که نیازها و خواسته هایی دارد که برای رسیدن به تعادل باید این نیازها رفع شود موازنه ها استانداهایی که اگر حتی ذره ای از تعادل خارج شود مشکلات جسمی و روحی برای شخص بوجود می آورد که اگر استندارهای نماز توسط نمازگزا رعایت نشود تاثیر حقیقی خودرا ندارد نگاه امالی به استاندارهای نماز حقیقی نماز باید با طهارت باشد نماز باید با توجه تمرکز حواس کامل خوانده شود نماز گزار باید از قبل و بعد از نماز از انواع و اقسام گناه ها ظلمو ستم و بد رفتاری با دیگران پرهیز کند لباس محل نمازگزارآب و پولی که وسیله آن وسایل نمز را فراهم می کند باید با پول حلال تهیه شود نماز شخصی که پول خود را از راه ضربه زدن به اقتصادی دیگران رباخواری دزدی کلاهبرداری زورگیری به فساد گشاندن مردم به فحشا فساد برای بدست آورد سود مالی بدست آورده است نماز نیست
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم اسفند 1391ساعت 21:46 توسط آسيميليون
|
|
||
|
|
|
|
|
نماز داروی ضد افسرده گی
افسرده گی واژهای هست که امروزه زیاد شنیده می شه از اونجایی که به مطالعات اجتماعی روان شناسی علاقه زیادی دارم چون عنوان افسرده گی رو به خصوص این اواخر تو مباحث و مطالب و محافل علمی روان شناسی و جامعه شناسی زیاد شنیده بود کنجکاو شدم در مورد اون علل وعوامل اپیدمی افسرده گی رو تو عصر خودمون پیدا کنم اولین سوالی که به ذهنم اومد و از اینترنت پرسیدم این بود کدام کشور بیشترین آمار آدمهایا افسرده دنیا رو داراست این سوال رو در موتور های جستجو جستجوی کردم جواب به شرح ذیل بود کشور امریکا رتبه نخست بیشترین تعداد آدمهای افسرده دنیا رو داراست و در مرتبه های بعدی کشورهای ثروتمند و پیشرفته غربی مثل کانادا فرانسه آلمان سویس سوئد اسرائیل می باشد standardised disability-adjusted life year (DALY) rates per 100,000 inhabitants[14] Rank Country DALY rate 1 United States 1,454.74 2 Nepal 1,424.48 3 East Timor 1,404.10 4 Bangladesh 1,401.53 5 India 1,400.84 6 Pakistan 1,400.42 7 Brazil 1,396.10 8 Maldives 1,391.61 9 Bhutan 1,385.53 10 Afghanistan 1,385.14 11 Finland 1,344.13 12 Israel 1,273.92 13 Slovenia 1,248.47 14 Belgium 1,244.46 15 France 1,234.32 16 Chile 1,221.23 17 Guatemala 1,177.03 18 Haiti 1,170.73 19 Bolivia 1,161.56 20 Nicaragua 1,161.25 21 Canada 1,157.07 22 Ecuador 1,156.30 23 Peru 1,156.07 24 Croatia 1,141.79 25 Armenia 1,133.20 26 Azerbaijan 1,120.05 27 Switzerland 1,114.11 28 Turkmenistan 1,112.94 29 Tajikistan 1,112.45 30 Kyrgyzstan 1,112.10 31 Denmark 1,110.76 32 Uzbekistan 1,110.18 33 Luxembourg 1,110.00 34 Austria 1,108.30 35 El Salvador 1,103.93 36 Jamaica 1,100.10 37 Colombia 1,099.51 38 Bahamas 1,099.29 39 Honduras 1,098.66 40 Trinidad and Tobago 1,098.21 41 Grenada 1,098.14 42 Saint Lucia 1,097.85 43 Uruguay 1,095.86 44 Barbados 1,095.76 45 Dominica 1,094.66 46 Antigua and Barbuda 1,094.65 47 Saint Kitts and Nevis 1,094.64 48 Argentina 1,094.20 49 Dominican Republic 1,093.04 50 Suriname 1,091.56 51 Venezuela 1,088.72 52 Saint Vincent and the Grenadines 1,087.50 53 Cuba 1,087.25 54 Guyana 1,086.82 55 Panama 1,086.71 56 Belize 1,085.63 57 Paraguay 1,085.28 58 Costa Rica 1,083.23 59 Sweden 1,060.42 60 Georgia 1,056.60 61 Albania 1,047.94 62 Bosnia and Herzegovina 1,044.53 63 Poland 1,043.18 64 Slovakia 1,042.62 Rank Country DALY rate 65 Romania 1,041.97 66 Bulgaria 1,040.66 67 Serbia and Montenegro 1,039.45 68 Macedonia 1,037.76 69 Turkey 1,037.51 70 Norway 996.780 71 United Kingdom 960.624 72 Ireland 959.325 73 Monaco 959.222 74 Andorra 956.319 75 Iceland 955.986 76 Germany 955.011 77 Lebanon 939.728 78 Cyprus 936.667 79 Morocco 936.319 80 Czech Republic 934.095 81 Egypt 931.894 82 Iraq 931.842 83 Yemen 931.675 84 Tunisia 931.414 85 Syria 930.510 86 Iran 929.554 87 Indonesia 927.707 88 Thailand 925.765 89 Cambodia 923.746 90 Jordan 923.086 91 Laos 923.076 92 Sri Lanka 922.893 93 Philippines 921.373 94 Libya 919.740 95 Singapore 919.158 96 Malaysia 918.331 97 Burma 917.689 98 Brunei 912.718 99 Vietnam 911.415 100 Papua New Guinea 909.399 101 Tonga 909.227 102 Federated States of Micronesia 904.903 103 Fiji 903.122 104 Nauru 900.547 105 Marshall Islands 900.546 106 Palau 900.533 107 Kiribati 900.401 108 Solomon Islands 900.169 109 Niue 899.281 110 Tuvalu 899.004 111 Cook Islands 898.923 112 Vanuatu 898.831 113 Samoa 896.317 114 Saudi Arabia 895.616 115 Bahrain 892.281 116 Oman 888.392 117 Kuwait 877.069 118 North Korea 868.902 119 Mongolia 866.490 120 South Korea 863.421 121 San Marino 862.099 122 Netherlands 861.586 123 Kazakhstan 860.070 124 Ukraine 858.312 125 Estonia 857.445 126 China 857.314 127 Russia 856.718 128 Belarus 855.825 Rank Country DALY rate 129 Lithuania 855.363 130 Latvia 855.207 131 Moldova 855.040 132 New Zealand 851.065 133 Qatar 847.175 134 Hungary 847.062 135 Australia 846.943 136 U.A.E. 841.571 137 Mexico 784.702 138 Italy 776.376 139 Malta 763.792 140 Cape Verde 748.052 141 Mali 746.409 142 Lesotho 745.348 143 Angola 739.066 144 Burkina Faso 738.634 145 Sierra Leone 738.366 146 São Tomé and Príncipe 737.979 147 Guinea-Bissau 737.928 148 Equatorial Guinea 737.167 149 Chad 736.668 150 Togo 736.605 151 Nigeria 736.038 152 Senegal 735.975 153 Somalia 735.670 154 Swaziland 735.205 155 Madagascar 735.148 156 Liberia 734.677 157 Cameroon 734.635 158 Rwanda 734.221 159 Gambia 734.206 160 Benin 733.968 161 Mauritania 733.944 162 Comoros 733.904 163 Mozambique 733.777 164 Gabon 733.615 165 Djibouti 733.559 166 Guinea 732.777 167 Mauritius 732.672 168 Seychelles 732.305 169 Sudan 732.233 170 Algeria 731.743 171 Burundi 731.009 172 Niger 730.976 173 Ghana 730.842 174 Eritrea 730.154 175 C.A.R. 728.622 176 Namibia 726.357 177 Malawi 725.934 178 South Africa 725.772 179 D.R. of the Congo 725.756 180 Tanzania 724.539 181 Zimbabwe 724.516 182 Zambia 724.126 183 Botswana 723.997 184 Rep. of the Congo 723.945 185 Ethiopia 723.892 186 Kenya 723.667 187 Uganda 722.676 188 Portugal 721.798 189 Côte d'Ivoire 714.969 190 Greece 632.054 191 Spain 620.772 192 Japan 531.252 [edit] See also |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم اسفند 1391ساعت 21:35 توسط آسيميليون
|
|
||
|
|
|
|
|
وقتی می شینم فکر می کنم یه هنربیشه خوشتیب و خوشگل معروف و مشهور معتبر امریکایی از ناف امریکا وسط هالیوود جایی که فیلم هاش با فحشا بیوند خورده از دنیای غرب که ما فکر می کنیم نسبت به اسلام بدبین هستند یهو سر از ایران درمیاره و شهادتین میگه
میگه خدای جز الله نیست و محمد رسول و فرستاده خداست و علی دوست و ولی خداست
دائم این سوالات تو ذهنم نقش می بنده چی تو اسلام دید چی تو زندگیش کم داشت که برای بدست آوردنش سر از ایران در آورد مگه فرهنگ ایران چی داشت که از قلب فرهنگ غربی مجذوب فرهنگ ایران شد و سر از اصفهان در آورد و در حال سختن فیلمی در باره فرهنگ ایران است
که شد شان علی آقا استون
![]()
مسلمانان مسلمانان مسلمانی ز سر گیریدبرون شو ای غم از سیــــنه که لطف یــــار می آید
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 1:51 توسط آسيميليون
|
|
||
|
|
|
||||||||||||||||||||||
|
ای بیچبده در گلیم "بسم الله الرحمن الرحیم، یا ایها المدثر، قم فأنذر، و ربک فکبر و ثیابک فطهر و الرجز فاهجر و لاتمنن تستکثر و لربک فاصبر به نام خداوند بخشنده مهربان،ای جامه به خود پیچیده ، برخیز و قوم خود را از عذاب خدا بیم ده و خدا را به بزرگی یاد کن و لباست را پاکیزه دار و از ناپاکی دوری گزین و بر هرکس احسان کنی ابداً منت نگذار و برای خدا صبر پیش گیر" میتوان گفت مفاد این سوره این است که از این پس، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) باید پیوسته به فکر بیم دادن مردم از نافرمانی خداوند بوده و لحظهای از آن غافل نباشد و بدین گونه بود که اولین آیههای کتاب آسمانی دین اسلام به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد و ایشان از جانب خداوند به مقام رسالت برگزیده شدند. و او برخاست راه طولانی سخت و بر بیچ و خمی در بیش رو داشت در تندباد شب هنگام باید چراغ رسالت را دوباره روشن می کرد
تبلیغ و انتقال فرد به فرد اسرار وحی رو در رو تک به تک قلب به قلب تن به تن چشم به چشم از خانه محمد به مرور شبکه مداوم گسترده رساندن خبر خبری تازه اما رساندن این خبر عظیم یکجا و علنا و مستقیما به بدنه جامعه با شتاب و بی درنگ و بدون برنامه ریزی و زمینه سازی و بستر سازی کاره خردمندانه ای نبود و جوانه تازه سبز شده اسلام ممکن بود در طوفان و تندبادهای جهالت مقاومت های و تعصب های جامعه بدوی تعصب و مجال رشد و رویش و قد کشیدن را نیابداز این رو رساندن خبر ابتدا مخفیانه و بنهانی بود چهره درخشان محمد که کسی نمی توانست از آن چشم بردارد و لحن صدای زیبا و دلنشین او وقتی با هارمونی صوت زیبای قرآن دست به دست هم می دادند هر شنونده ای و بیننده ای دلش به لزره در می آمد و تا عمق قلبش نفوذ می کرد دیوار دلها را فرو می ریخت قفل های ذهن ها را می شکست و شور و هیجان عجیبی در جانها به ا می انداخت و آنها که از چنین تغییری در وجودشان هراسان می شدند و تا اینکه جماعت جاهل و نفوذ نابذیر و انعطالف نابذیر به دلیل این نیروی مسخ کننده تهمت جادوگری یا شاعری به او می زدند و یا دیوانه و مجنونش خطابش می کردند او و یارانش را با توهین و دشنام و تمسخر کتک و ضرب و جرح آزار می دانند به کودکانشان میآموختند که او را سنگسار کنند اما یهودیان و مسیحیان نصرانی با نفوذ این آتشفشان به قلب هاشان دلهاشان هراسان می شد و چهره هاشان بعضی که قلب ها ی متمایل به حق داشتند به وجد می آمد و برخی که دین برایشان وسیله دستیابی به امور دنیوی بود در خشم و حسادت و اندوه اخمهاشان در هم می شد آنها نیک می دانستند او نه جادوگر است نه دیوانه او همان احمد است که در کتب آسمانی تورات انجیل آمدنش بشارت داده شد و ماموریت محمد(ص) نه تنها در تضاد با ماموریت های سفیران قبلی خداوند نبود بلکه در جهت آنها تکمیل کننده تایید کننده و تصدیق کننده سفریان قبلی بود و اینطور بود که برخی از جماعت یهودی و مسیحیی به جهت چنین شباهت ها و تصدیق هایی بیشتر تمایل به شنیدن نغمه وحی داشتند
نقش محمد (ص) در پیشرفت و توسعه علم بخوان به نام پروردگارت که خلق کرد خلق کرد انسان را از لخته ای خون بخوان بنام پرورگارت که به انسان از طریق قلم اموخت آنچرا که نمی دانست نون و قلم و ما تسطرون و محمد به جنگ جهل می رود به جنگ نا دانی به جنگ بی سوادی اما صلاح او در این جنگ شمشیر نبود تیغ نبود سلاح محمد در آغاز قلم بود و کلمه در این جنگ خونی ریخته نمی شد بلکه از ریخته شدن خون جلوگیری می شد اعرابی که مدام در حال جنگ و خوریزی و وحشی گری بودند با قلم و کلمات محمد جادو می شدند و برای چند ساعتی دست از شمشیر کشیده می نشستند و محو کلمات محمد می شدند سر سخت ترین تیره دلترین مخوفترین مشرکین عرب سرانجام با جادوی کلمه و محبت محمد دلها شان نرم می شد و چشم هاشان تر قبایل براکنده که دائم درگیر اختلافات و جنگ های داخلی و قبیله ای بودند حالا یک جا متحد گرد محمد می آمدند و بدنه واحدی را تشکیل می دادند اما خواص ثروتمند و مشرک شهر که ثروتشان را از راه ظلم و ستم بر طبقه محروم جامعه و بردهگان و از راه هدایایی که برستنده گان احمق بتهای به بای بتها می ریختند بدست آورده بودند و همچنین سران قبلایل یهود موقعیت و اعتبار اجتماعی و ثروت خویش را در خطر می دیدند چون شعار اسلام شعار عدالت بود هیچ کس بر کسی برتری ندارد امکانات جامعه برای همه هست اما عدالت گرچه در مذاق مستمندان برده گان و کنیزان و مستضعفین و گروه اندک ثروتمندان درستکار شیرین می آمد اما در کام آنها که خویش را به واسطه تبار و آباء و اجداد و ثروت و مکنت بر سایر مردم برتر می دانستند خوش نداشتند برده گانشان و زنان شان و رعیتشان با آنها حقوق برابر داشته باشند عدالت در کامشان چونان زهر تلخ بود و این بود که تن نحیف نهال تازه روییده اسلام را دائما هدف حملات تیر های آزار اذیت تهدید ضرب و جرح جنگ و درگیری توهین تحقیر تمسخر و تجاوز این خواص عدالت نخواه و عدالت نپذیر قرار می گرفت اما مسلمانان در جواب این ظلمها و دیکتاتوریها تنها مجاز بودند که صبر کنند بارها از طرف مسلمانان از محمد خواسته می شد که به آنها اجازه داده شود دست به شمشیر برند اما اجازه صادر نمی شد فقط سلاحشان صبر بود هنوز زمان زمان شمشیر نبود هنوز زمان بیرون آمدن شمشیر اسلام از قلاف نبود حتی مسلمانان حق نداشتند در جواب دشنام های دشمنان دشنام دهند دهان اسلام از دشنام و توهین و حرف های زشت خالی بود دهان اسلام دهان ادب بود دهان محبت بود دهان مدارا بود سرانجام آزارها و تحدید های مشرکین به حدی رسید که دیگر واقعا جان مسلمین در معرض تهدید بود و مشرکین که می دیدند ملامت های شان و آزارهایشان مسلمین را از هدفشان باز نمی دارند تنها راه خفه کردن صدای اسلام را سو قصد جان مسلمانان می دانستند جان مال ناموس مسلمین در معرض خطر بود و اینطور شد که خداوند دستور داد که پایگاه دیگری برای اسلام انتخاب شود و مسلمانان به تثرب یا مدینه امروزی پناه بردند اما حتی در مدینه نیز و گاه و بیگاه مشرکین ابوسفیانی دست از سرشان بر نمی داشتند و دیکتاتوریشان حتی در خارج از شهر مکه هم آزادیخواهان مسلمان را آزار می داد اما تنها عده ای توانستند از چنگال دیو سیرتان مشرک جان سالم به در برند و عده ای از زنان و کودکان و افراد ناتوان به همراه زمین و خانه و اموال مسلمانان در مکه باقی ماندند تا اینکه سرانجام در سال دوم هجرت در حالیکه ابوسفیان اموال مسلمانان را مصادره کرده بود زنان و کودکان را به برده گی گرفته و در قالب کاروانی تجاری راهی شام کرده بود در این حال از طرف خداوند اجازه داده شد که مسلمانان برای دفاع از مال و ناموس خویش که به دست مشرکین سفیانی مکه در حال تاراج بود دفاع کنند اما دیگر قلم و کلمه کارساز نبود مشرکین ابوسفیانی مکه دیکتاتورهای سخت دل و مخوفی بودند که سخن فهم نمی کردنند زبانشان و درکشان تنها به اندازه شمشیر بود قلم و کلمه تنها در مورد کسانی سازگار بود که به دنبال فهم و درک و اندیشه بودند و سخن در آنها تاثیر داشت بس شمشیر اسلام از غلاف بیرون آمد تا حق مظلوم از ظالم بستاند همانند تمام کسانی که در طول تاریخ برای دفاع از جان و مال ناموس شان در برابر ظالمان ستمگر قیام کردند تنها شمشیر بود که می توانست در چنین وضعیتی در مقابل دیو سیرتان از قلم و کلمه دفاع کند اگر شمشیر اسلام نبود قلم و کلمه را یارای آموختن نبود وقتی امنیت نبود وقتی جان در معرض خطر بود نشستن و دم از قلم و کلمه زدن بدون بشتیبان نظامی نابخردانه بود اگر یهود جهاد می کردند و به دستور خداوند و بیامبرشان با نیروی نظامی بیت المقدس را که درچنگال حاکمان ستمگر بود آزاد می کردند مجبور نبودند 40 سال در بیابانهای بی آب و علف آواره گی بکشند درست همان اتفاقی که برای دین مسیح می افتاد اگر یاران مسیح قدرت نظامی می یافتند بس شمشیر اسلام از غلاف بیرون آمد تا در پناه آن قلم و کلمه گسترش یابد درک و فهم ها رشد کند تا هر که دشمن درک و فهم است و مردم را مستبدانه از درک و فهم و قلم و کلمه باز می دارد و اندیشه را به زنجیر می کشد تحت قدرت شمشیر یا متحول شود و سخن فهم کند یا نابود شود .................................... |
|||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم اسفند 1390ساعت 14:43 توسط آسيميليون
|
|
|||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
شهیدان فاطمه رجب پور و سرور برومند
محمد رجب پور: آشوبگران مادر و خواهرم را به شهادت رساندند
پس از تجمع غیرقانونی حامیان موسوی در میدان آزادی، آشوبگران حامی وی با حمله به یک مهد کودک، مادر و خواهر رجب پور را به شهادت رساندند. در همین رابطه محمد رجب پور که مادر و خواهرش در حمله اوباش به شهادت رسیدند به خبرنگار کیهان گفت: روز دوشنبه حدود ساعت 8 بعدازظهر بعد از اتمام تجمع حامیان موسوی در میدان آزادی، ناگهان تعدادی اوباش به طرف خیابان محمدعلی جناح یورش آوردند. وی افزود: در ابتدای این خیابان حوزه مقاومت بسیج هست که روبروی آن هم یک مهد کودک قرار دارد. اوباش که ظاهراً به قصد تصرف پایگاه بسیج به این خیابان هجوم آورده بودند با تیراندازی به سمت مردم باعث رعب مردم شدند و مادر و خواهر من نیز که در حال عبور از آن خیابان بودند برای در امان ماندن وارد مهد کودک شدند اما اوباش بدون توجه به این امر به سمت مهدکودک هم تیراندازی کردند که همین امر باعث کشته شدن مادر و خواهرم شد. این شهروند تهرانی با بیان اینکه مادرم به نام سرور برومند 58 ساله و خواهرم به نام فاطمه رجب پور 38 سال داشتند افزود: سؤال من از این افراد این است که مادر و خواهر من مگر چه گناهی کرده بودند که باید کشته می شدند؟ منبع: irdc.ir |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم اسفند 1390ساعت 1:35 توسط آسيميليون
|
|
||
|
|
|
|
|
شاه عارفان ای زخم خرده به محراب به نماز عشق* ای قدسیان همه در گردشت بر مدار عشق* وی شاه عارفان در ره جستجوی عشق* ای خفته در بستر خطر در وفای عشق* اي نثار كرده جان عزیزت از برای عشق* ای برگرفته به دوش نیمه شب کوله بار عشق* ای همیشه دست نوازشت بر سر یتیمان عشق* ای ذولفقار تو به بيكار از برای عشق* ای دست و زبان تو همه به کار عشق* ما كشتگان غمت گشته ایم اي شاه عشق* جرعه فشان به مرغ شب از شراب عشق* دختر کماندار |
||
|
+
نوشته شده در جمعه پنجم اسفند 1390ساعت 22:21 توسط آسيميليون
|
|
||
|
|
|
|
|
تا آنكه صفير وحي فرود آمد در حاليكه او در آغوش غار تاريكي شب هنگام غرق مراقبه تفكر و راز و نياز با معبودي بود كه فطرتا در اعماق دلش اورا احساس مي كرد و صفير الهي لوحي نوراني آورد باز كرد و گفت بخوان اما او خواندن نميدانست بي سواد بود بار دوم گفت بخوان و او خواند و اينگونه چشمه الهام الهي از ذهن و دل و زبانش جاري شد و جاري شدن آب زلال اين چشمه درياها و اقيانوس هاي علم و خرد اخلاق شكل گرفت و باري عظيم و مسوليتي سنگين را بردوشش گماشت مسوليت تحول و تغيير بشر بشري كه در آن روز در باتلاق ناداني و حماقت توهم و افسانه ها خرافات ظلم و بي داد و بي عدالتي خونخواري سخت فرورفته بود
و او كه از كودكي نوجواني و جواني درد و دغدغه برطرف كردن رنج هاي مردم جامعه و زمانه خود را داشت و در خويش نيروي بي بايان عظيمي يافت تا با آن اين بار عظيم را به دوش بكشد هوش و ذكاوت ذاتي كه از اجدادش باكش به ارث داشت و زبان گرم و خوش صحبتي ذاتي خوش خلقي و جذابيتي كه در شخصيتش داشت و صبر و بردباري و علمي و الهامي كه از آسمان به او هديه داده شدن بود را باهم در آميخت و به كار بست آستين ها را بالا زد و كمر همت بست تا خود را وقف بشريت كند و اين راه سخت را طي كند
و حاصل تلاشهاي يش آييني بود كه در آن به تمام نابساماني ها ي بشري بايان مي داد البته رسیدن به این هدف کار آسانی نبود چه رنجها که به تن نخریده بود چه طعنه ها کنایه ها توهین ها آزارها ترور و سوءقصد و تهدید که صبر و شکیبایی به جان نخریده بود فکرش را بکنید شما یک تنه مسئول فرهنگ سازی و بایه ریزی انقلابی همه جانبه در یک جامعه بدوی وحشی و غرق در جهالت و بدبختی باشید مسئول تغییر و تربیت انسان هایی شریف درستکار موثر و مفید و او از کوه بایین آمد بیقرار و حیرت زده نمی دانست آنچه در غار بر او اتفاق افتاده خواب بوده یا بیداری باید شروع می کرد در این هجوم تاریکی باید چراغی روشن میکرد نمی توانست این واقعه را با کسی در میان بگذارد مسئولیت بحرانی و خطرناکی بود اصلا کسی حرف او را باور می کرد؟ در این هنگام تنها محرم رازش و تنها کسی که مطمئنا حرفش را باور می کرد همسر با وفا و مهربانش بود دستهای همسرش را فشرد با چهره ای که انگار نورانیتی جذاب در او تابیده بود و چشمانی که نور حققت شعف و هیجان در آن می درخشید در چشمان خدیجه نگاه کرد و ماجرا ا مو به مو تعریف کرد خدیجه تا آنروز همیشه جز راستی و درستی چیزی از محمد ندیده بود با دیدن چنین سیمایی از محمد خود به حادثه ا عظیم و شگرف در درون عمق وجود محمد بی می برد چشمان محمد حالا دیگر تنها چشمان یک همسر مهربان نبود از آنشب دروازهایی به دنیای وحی بود بنجره های به ابدیت چهره درخشان محمد حالا درخشنده تر شده بود وقتی ماجرا را برای همسر کاملا تعریف کرد ترس وهیجان وجود محمد را فراگرفت و لرزه بر اندامش افتاد گویی سردش شده بود خدیجه تن لرزان محمد را با گلیمی بوشاند و بدنش کمی آرام گرفت .... ادامه دارد.... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوم اسفند 1390ساعت 4:7 توسط آسيميليون
|
|
||
|
|
|
|
|
امضای رنگین کمونی
نزدیک صبح بود هوا کم کم در حال روشن شدن بود هوای بارونی و دل انگیزی بود بعد از نماز صبح که به خاطر خیس بودن حیاط تو فضای بسته خونده شد به حیاط رفتم سنگ های صیقلی کف حیاط صیقلی تر و به شفافیت آینه شده بود انعکاس هم چیزش دیده می شد حیاط خلوت بود بیشتر مردم به خاطر سرمای هوا داخل بودند به جز یه عده از خادم های حرم و تعداد انگشت شمار زائرا کسی تو حیاط نبود خادم ها با همون کت وشلوارها کلاههای سیاه شال گردنهای سیاه دورگردن بسته بودند و چوب دستی های سیاه رنگی در دست داشتند که تا به حال ندیده بودم اون روز روز اربعین بود ۲ سال بیش حالت عجیبی داشتم هوای مطبوع دم صبح همراه با نم نم بارون زیبای گنبد و گلدسته های طلائی حرم که با قطرات بارون دوچندان شده بود و درخشنده گی ش بیشتر شده بود و من غرق تماشا بودم مثل عاشقی که چشمم به قد و بالای محبوش افتاده باشه دلم نمی خواست چشم از گنبد و صحن وسرا بردام اما حس می کردم یه اتفاقی داره می افته در همین حین که در حال قدم زدن و حال کردن تو این هوا بودم از داخل حرم صدای جیغ ممتد و عجیبی شنیدم چند دقیقه بعد وقتی تو یکی از رواق های روبروی حرم نشسته بودم خیل عظیمی از خادم ها رو دیدم که همراه خیلی عظیم زائرا به سمت رواق کناری من در حال آمدن بودند وقتی نزدیکتر شدن دیدم بسر بچه نوجونی رو دیدم که خادمها دوطرف دستهاشو محکم گرفته بودند و می آوردنش به این سمت اول گمان کردم دزد کرفتند اما بعد دیدم یه زن و مرد میانسال که ظاهری بسیار ساده و روستایی داشتند در حال سجده کردن روی زمین خیس حیاط بودند انگار خدارو به خاطر چیز مهمی شکر می کردند مردم دورشون جمع شده بودند همه خوشحال بودند خادمهای حرم با شادی همدیگر رو در آغوش می گرفتند و تو بوست خودشون نمی گنجیدند یه چند دقیقه ای این صحنه ها رو هاج و واج تماشا کردم بعد کم کم دوزاریم افتاد وقتی از یکی از زائرا که اون دور و بر بود سوال کردم گفتند که بسربچه نوجون که فلج بود و شفا گرفته بود اولش نمی تونستم باور کنم که چجوری میشه یه فلج یهو بدون هیچ درمان یا عمل جراحی یهو راه بره مثل یه آدم سالم بعد خودم به خودم جواب دادم که اونی که درد داده خودش هم درمان می ده وقتی شاهد چنین معجزه ای تو چنین هوای بارونی و خورشیدی که کم کم بالا می اومد و نورش به قطرات بارون برخورد می کردبا خودم گفتم اگه واقعا این یه معجزه واقعی بوده باید همین الان همونی که شفا داده رنگین کمون بکشه و رنگین کمون کشیده شد و این زیباترین رنگین کمون زندگی من بود یه رنگین کمون به دست خدا بالای سره امام رضا کشیده شد تا من بفهمم شفا یافتن یه فلج به دست امام رضا و به خواسته خدا یه تخیل نبود یه معجزه واقعی بود که بدست خود معجزه دهنده با رنگین کمون امضا شد
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم مهر 1390ساعت 2:21 توسط آسيميليون
|
|
||